امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
یکی از فانتزی هام اینه که می تونستم فکر کردن به یه موضوعی را برای یه مدت مشخص محدود کنم...
مخصوصاً در مورد نتیجه یه کاری که دارم انجام میدم...
اینکه تهش چی می شه...
اصلا می شه یا نمی شه...
اگه نشه چی...
اگه بشه...
همه این فکرهای مزخرف که 24 ساعت توی مغزم مثل زنگ ساعت صدا می کنه...
نمیشه بهشون فکر نکرد...
همیشه مسخره ترین حرفی که تو یه شرایط اینجوری از بقیه می شنوم اینه که بهش فکر نکن...
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
عشق همین است...
همین که تو چاقویی هستی که من دائماً در زخم هایم پیچ و تابش می دهم...
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
من عاشقانه دوستش داشتم
اون عاقلانه طردم کرد...
منطق او حتی از حماقت من احمقانه تر بود...
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت...
بقیه ش هم نمیگذره...
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
عاشقش بودم و او قدر بزی فهم نداشت...
چه کنم باز که او حبه انگور من است...
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.

